به گزارش مفدا شهرکرد، وقوع اپیدمی کووید-۱۹ بسیاری از نقاط قوت و ضعف ساختارهای سیاستگذاری، حکمرانی و اقدام پژوهی نظام اجتماعی و سلامت کشور را نشان داد. سالهای سال است دانشگاههای علوم پزشکی و علوم اجتماعی کشور در حال تولید محتوای علمی هستند اما در یک چالشی به نام اپیدمی کووید-۱۹، مشخص شد بسیاری از این پژوهش ها و محتوا اساسا کاربرد اجتماعی و میدانی ندارد.
تصمیم گیری های حوزه کرونا را بنگرید. تماما براساس مقالاتی است که در دنیا انجام شده است و اکثر تصمیمات اصلا مبتنی بر پژوهشهای داخلی انجام شده در خود کشورمان نیست. با گذشت حدود یک سال از تزریق واکسن های داخلی و خارجی، هنوز فقط دو الی سه مقاله از اثربخشی واکسن ها منتشر شده است. حال آن که اکثر واکسن های داخلی هنوز نتوانستند مقالات فازهای سه گانه بالینی را چاپ کنند.
در بخش مداخلات حوزه کرونا، اکثر تصمیمات براساس نتایج مقالات سایر کشورها بوده است. اساس این اقدام بسیار ارزشمند است اما نقش پژوهشهای داخلی در این مسائل مهم کجاست؟ چه نسبتی از مطالعات داخلی مصرف واقعی در کف میدان دارند و داشتند؟
روزها میگذرد و هنوز متوجه نشدیم چه نسبتی از تولیدات پژوهشی کشور مورد کاربرد جامعه و کف میدان است. هرچند تولید مقالات برای تکمیل ادبیات یک مساله ارزشمند است اما اگر پژوهشی گرهی قرار نیست باز کند چرا انجام میشود؟
ما در بخش کرونا هنوز نتوانستیم مشخص کنیم نقش مرجعیت علمی مان در سیاستگذاری های سلامت و اجتماعی چه بوده؟ چه سهمی از مقالاتمان توانسته به تصمیمات مبتنی بر شواهد کمک کند؟ چرا مقالات واکسن های داخلی که دارد مصرف میشود هنوز چاپ نشده؟ چرا هنوز مطالعات اثربخشی واکسن ها براساس داده های واقعی و فاز چهار انجام نشده است؟
بخش تحقیقات ما نیاز به یک پوست اندازی اساسی دارد. هر تصمیم مبتنی بر شواهد باشد اما چرا هیچ اثری از مطالعات داخلی در تدوین این تصمیمات نیست؟
به قلم: ماهان فرزان
ارسال نظر